بعدازرفتنت ...میدانی بر من چه گذشت؟میدانم که نمیدانی... میگویم برایت بدان...قلبی که همیشه سرت را روی آن تکیه میدادی... تا صدای آهنگش را گوش کنی...دیگر ملایم و گوش نواز نمی نوازد... بیقرار و نالان است برایت...
بعدازرفتنت... برای همیشه نوازش درغم حسرت بی تو ماندن گم شد... و اینجا گنجشکی که هرروزازکنارپنجره ...بامهربانی دانه برمیداشت... تما م بالهایش غرق دراندوه غربت شد...
حال من خوب است نگران من نباش...